پادگرد
کاور چقدر «پدر طالقانی» را می‌شناسید؟
انقلاب به زبان ساده

چقدر «پدر طالقانی» را می‌شناسید؟

۲۱ بهمن ۱۳۹۸ · 5 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

این روزها نزدیک چهل سال بعد از انقلاب ایران، شاید جای خالی آدم‌هایی شبیه آیت‌الله سید محمود طالقانی بیشتر از همه حس می شود؛ کسی که تلاش کند تا جایی که امکان دارد همه باورهای سیاسی را زیر چتری به نام جمهوری اسلامی جمع کند . جای خالی کسی که مثل آیت الله طالقانی برای دلسوزی و آگاهی مردمش هزینه بدهد؛ تا خیلی‌ها تلاش کنند با طرح شبهه او را جدا از کاروان انقلاب تصور کنند. کسی مثل او که حتی با وجود کهولت سن، ضعف جسمانی و سالها تحمل زندان و تبعید باز خسته و زمینگیر نشد و آنقدر ماند تا با حرف هایش دری به سمت شناخت انقلاب واقعی باز کند. آیت الله طالقانی شهریور سال ۵۸ از دنیا رفت و امام خمینی برای او نوشت:« آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند. او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود؛ زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود؛ بُرنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با برکت...» مردم اسم او را گذاشته بودند «پدر طالقانی». کسی که در نبود امام و حتی در زمان حضور او، پدرانه بخشی از بار دل‌نگرانی ها و دغدغه های انقلاب جوان را به دوش می‌کشید و گوش شنوای مردم بود. در این پادکست انقلاب به زبان ساده، خیلی کوتاه، بخشی از این روایت پدرانه را مرور کرده‌ایم. این روزها نزدیک چهل سال بعد از انقلاب ایران، شاید جای خالی آدم‌هایی شبیه آیت‌الله سید محمود طالقانی بیشتر از همه حس می شود؛ کسی که تلاش کند تا جایی که امکان دارد همه باورهای سیاسی را زیر چتری به نام جمهوری اسلامی جمع کند . جای خالی کسی که مثل آیت الله طالقانی برای دلسوزی و آگاهی مردمش هزینه بدهد؛ تا خیلی‌ها تلاش کنند با طرح شبهه او را جدا از کاروان انقلاب تصور کنند. کسی مثل او که حتی با وجود کهولت سن، ضعف جسمانی و سالها تحمل زندان و تبعید باز خسته و زمینگیر نشد و آنقدر ماند تا با حرف هایش دری به سمت شناخت انقلاب واقعی باز کند. آیت الله طالقانی شهریور سال ۵۸ از دنیا رفت و امام خمینی برای او نوشت:« آقای طالقانی یک عمر در جهاد و روشنگری و ارشاد گذراند. او یک شخصیتی بود که از حبسی به حبس و از رنجی به رنج دیگر در رفت و آمد بود؛ و هیچ گاه در جهاد بزرگ خود سستی و سردی نداشت. من انتظار نداشتم که بمانم و دوستان عزیز و پر ارج خودم را یکی پس از دیگری از دست بدهم. او برای اسلام به منزله حضرت ابوذر بود؛ زبان گویای او چون شمشیر مالک اشتر بود؛ بُرنده بود و کوبنده. مرگ او زودرس بود و عمر او با برکت...» مردم اسم او را گذاشته بودند «پدر طالقانی». کسی که در نبود امام و حتی در زمان حضور او، پدرانه بخشی از بار دل‌نگرانی ها و دغدغه های انقلاب جوان را به دوش می‌کشید و گوش شنوای مردم بود. در این پادکست انقلاب به زبان ساده، خیلی کوتاه، بخشی از این روایت پدرانه را مرور کرده‌ایم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.