

روزی که دنیا فکر کرد جنگ هستهای شروع شده؛ ماجرای استانیسلاو پتروف
۲۱ تیر ۱۴۰۵ · 11 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
در ۲۶ سپتامبر ۱۹۸۳، جهان از یک نابودی مطلق و حتمی هستهای نجات پیدا کرد؛ آن هم دقیقاً با «هیچکاری نکردن» یک نفر! نام او استانیسلاو پتروف بود؛ افسر کشیک ارتش شوروی در تاریکترین شیفت کاری تاریخ. در این قسمت از پادکست آناتومی، به درون پناهگاه هستهای و فوقسری شوروی میرویم. جایی که آژیرها و سیستمهای چند میلیارد دلاری کامپیوتری، شلیک ۵ موشک بالستیک از سوی آمریکا را با ضریب اطمینان ۱۰۰٪ تایید کردند. پروتکل ارتش سرخ فقط یک دستور داشت: شلیک متقابل و آغاز جنگ هستهای. اما پتروف تصمیمی گرفت که فراتر از منطقِ کور ماشینها بود. او به تکنولوژی شک کرد و بزرگترین قمار تاریخ بشر را انجام داد. روایتی تکاندهنده از روزی که «انسانیت و تردید» در برابر «الگوریتم و ماشین» ایستاد تا ما امروز زنده باشیم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
