پادگرد
کاور پادکست آن روی سکه (8): دکتر سوکراتس یا زنده باد دموکراسی!
آن روی سکه

پادکست آن روی سکه (8): دکتر سوکراتس یا زنده باد دموکراسی!

۱۳ خرداد ۱۳۹۸ · 23 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

برزیلِ 1982 را برخی بهترین تیم تمام ادوار جام‌جهانی فوتبال می‌دانند. بازی‌های روح‌نواز و گل‌هایی زیبا که هرکدام مانند یک اثر هنری بودند. تیمی متّحد که در قلبِ خط میانی‌اش جواهری داشت به نام دکتر سوکراتس. هافبک هجومی نابغه‌ای که جراحی ارتوپد خوانده بود و در زمین بازی با اندامِ کشیده‌اش هرکاری که می‌خواست با توپ گرد می‌کرد. به او لقبِ "چگوارای فوتبال" داده بودند که اسم پسرش را "فیدل" گذاشت و دل‌ش در گرو جنبش‌های چپ آمریکای لاتین بود. آنارشیستِ ریشویی که هیچ‌وقت دنبال قهرمانی نرفت. هیچ‌وقت زیبایی فوتبال را فدای کسب افتخار و جام نکرد. هیچ‌وقت اسیرِ حرفه‌ای‌گری‌های فوتبال مدرن و تجاری نشد و در برابرش سرِ تعظیم فرو نیاورد. در بیرون زمین نوشیدنی می‌خورد و سیگار بر لب جسم و روحِ مست‌ش را به میانِ مردم می‌انداخت و در زمینِ بازی سمفونی فوتبال می‌نواخت. او زمانی گفته بود: «وقتی در زمین قدم برمی‌دارم، هیچ چیز جز همان لحظه و آفرینشِ کاری زیبا برایم اهمیتی ندارد. من به میلیون‌ها مردمِ فرودستی فکر می‌کنم که با تمامِ حسرت‌ها و مصیبت‌های‌شان، چشمِ امید به ساق‌های من بسته‌اند. به مردمی که قدرتِ حرف‌زدن و ابرازِ وجود از آن‌ها سلب شده است». او آخرین بازمانده‌ نسلی بود که در سرآغازِ سقوط فوتبال به گند و کثافتِ تجارت، لحظه‌هایی شورانگیز برای مردم‌شان خلق کردند. فوتبالی درهم‌تنیده به سیاست. در روزگاری که به همراهِ رفقای کمونیستش، تیمِ فوتبالِ باشگاه کورینتیانس را به تریبونی برای هجو و نقدِ دیکتاتوری نظامی بدل کردند. پیراهنی بدونِ اسپانسر با لوگوی کمپانی کوکاکولا که از پایینش قطره‌های خون می‌چکید و یک کمونِ فوتبالی با نامِ دموکرات‌های کورینتیانس. به بازی زیبای برزیل در آن‌ سال‌ها لقبِ ژوگوبونیتو داده بودند. امّا ژوگوبونیتوی سوکراتس و رفقایش هیچ‌وقت روی سکو نرفت. هیچ جامی نگرفت و تیم ملّی‌شان در جام‌جهانی 1982 با مربی‌گری تله سانتانای افسانه‌ای، ناباوارنه در برابر ایتالیا حذف شد. امّا آن بازی تیمی روح‌نواز، آن ژوگوبونیتوی نبوغ‌آمیز و آن فوتبالِ گره‌خورده به آه و حسرت‌های پابرهنه‌های برزیل برای سال‌ها در خاطره‌ها جاودانه ماند. در این قسمت از پادکست اختصاصی طرفداری پا را فراتر از زندگی فوتبالی مرد هزار چهره فوتبال برزیل گذاشته ایم و از آزاداندیشی و مردم دوستی او در زندگی شخصی اش صحبت کرده ایم. منابع ما برای این قسمت، وبسایت آیریش تایمز، بی بی سی، وبسایت موزه فیفا و یادداشت علی امیری فرِ عزیز بود که سابق بر این در طرفداری منتشر شده بود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.