پادگرد
کاور چرا این پادکست را ساختم؟ | داستان من و گربه‌هایم - اپیزود ۲
آن ها احساس دارند

چرا این پادکست را ساختم؟ | داستان من و گربه‌هایم - اپیزود ۲

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ · 1 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

پشت «آن‌ها احساس دارند» یک داستان شخصی وجود دارد. من دامپزشک نیستم؛ اما سال‌هاست زندگی‌ام را با گربه‌ها شریک شده‌ام. گربه‌هایی که هر کدام شخصیت، ترس‌ها، عادت‌ها و زبان خودشان را دارند. زندگی کنار آن‌ها به من یاد داد که خیلی وقت‌ها، چیزی که ما یک «رفتار عجیب» می‌بینیم، شاید در واقع راهی برای بیان یک احساس باشد. همین تجربه‌ها باعث شد این پادکست را بسازم؛ جایی برای حرف زدن درباره دنیای حیوانات، رفتارشان، احساساتشان و رابطه‌ای که با ما انسان‌ها دارند. در این اپیزود کوتاه، کمی درباره خودم، گربه‌هایم و دلیل شکل گرفتن «آن‌ها احساس دارند» صحبت می‌کنم. شاید این فقط شروع یک پادکست باشد، اما برای من، ادامه سال‌ها زندگی در کنار موجوداتی است که خیلی چیزها را بدون حتی یک کلمه به من یاد داده‌اند. 🎙️ آن‌ها احساس دارند اپیزود ۲ | چرا این پادکست را ساختم؟ آن‌ها احساس دارند؛ ما یاد می‌گیریم بفهمیم.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.