پادگرد
کاور روز پدر-12
امروز چه روزیه

روز پدر-12

۳۱ مرداد ۱۴۰۲ · 3 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

emroz che rozieh -012--vole- roze pedar-0012- siamak امروز روز جهانی پدر هست و میخوام براتون یه حکایت بگم: از بابا بابام آخرین بچه خانواده بود، مثل من و خیلی خوشتیپ ، مثل من و خیلی خوش پوش ، اینجا دیگه مثل من نداره چون اون خیلی به لباسش اهمیت میداد. متولد اوایل همن قرن گذشته بود 1309 تحصیلات رو تا اونجا که میتونست خوند و دست خط ش عالی عالی بود چه با خودکار ، چه با قلم و دوات تا وقتی زنده بود، فقط دوتا از بچه هاش تحصیلاتشون رو تموم کردن ولی بعد رفتنش پیش خدا، بقیه هم درسشون رو خوندن راستی یادم رفت بگم متولد لشتنشا بود به قول استاد پوررضا لشتنشا جای آواز خوانانه خوب بگذریم بابام خیلی مهربون، و محبوب همه بود دوست ، فامیل ، همکار و همه و همه چون از حق خودش میگذشت و هیچ وقت آزارش به کسی نرسید همیشه تو روز و تو لحظه زندگی میکرد و این باعث میشد همیشه شاد باشه الان بعد این سالها که بهش فکر میکنم نمیدونم ، شاید اون موقع، انجیل رو خونده بود چون رفتار و کردارش طبق توصیه های عیسی بود اینها رو گفتم که به این جمله برسم که بگم: پدر و مادر نویسندگان آینده و سرنوشت بچه ها شون هستن و مادر مثل مداده و پدر مثل خودکار مداد اینطوریه که چیزی که مینویسی رو میتونی پاک کنی و دوباره بنویسی اما خودکار اینطوریه که چیزی رو که میتونیسی دیگه نمیتونی پاک کنی و مهمترین تفاوت مداد و خودکار، این نیست بلکه ، مهم ترین تفاوت اینه که: تو تراشیده شدن مداد رو هر روزه میبینی تا اینکه تموم بشه ولی تموم شدن خودکار رو نمیبینی و یه دفعه متوجه میشی که نمینویسه آره بابای من یه روز صبح برای دریافت حقوق بازنشستگی از خونه خارج شد ظهر زنگ زدن و گفتن سکته قلبی کرده و بردنش بیمارستان و همون شب ساعت 12 تموم شد و دیگه من بابا نداشتم اینو باید بدونیم که یه خودکار اثری ماندگار میزاره، که بعد تموم شدنش هم، هست بابام با رفتنش هم، در اون ساعت شب، درسی بهم داد بهم یاد داد که زندگی ارزش هیچ چیزی رو نداره صبح هستی و شاید شب تموم بشی تنها چیزی که میمونه فقط عشق و محبت هست پس با تمام وجودت به همه محبت کن و عشق بده این دل نوشته رو تقدیم میکنم به همه باباهای دنیا و باباها بدونید که اثر جوهر شما سالها و سالها میمونه روز پدر مبارک از طرف یک فرزند

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.