

درس بیست و هشتم --- سرگرمی و فعالیتهای اوقات فراغت
۱۰ تیر ۱۴۰۵ · 5 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
(سرگرمی و فعالیتهای اوقات فراغت) 🟩 مکانهای تفریحی و فرهنگی بیایید با مکانهای مختلف برای گذراندن اوقات فراغت شروع کنیم: مکان کاربرد فارسی art gallery نمایش آثار هنری نگارخانه book club گروه مطالعه کتاب باشگاه کتاب night club محل رقص و موسیقی باشگاه شبانه concert hall اجرای موسیقی کلاسیک سالن کنسرت fun fair شهربازی و چرخ و فلک نمایشگاه تفریحی circus نمایش acrobatics و حیوانات سیرک restaurant صرف غذا رستوران bar نوشیدنی و گفتگو بار مثال: We visited the modern art gallery on Friday. They went to a night club to celebrate. 🟩 اماکن مربوط به موسیقی و نمایش مکان/گروه نوع فعالیت فارسی ballet رقص کلاسیک باله opera نمایش آوازی اپرا band گروه موسیقی پاپ/راک بند orchestra گروه موسیقی کلاسیک ارکستر musician نوازنده موزیسین festival جشنواره موسیقی فستیوال concert اجرای زنده موسیقی کنسرت show برنامه نمایشی شو مثال: The orchestra performed at the concert hall. We bought tickets for the jazz festival. 🟩 لغات مربوط به رستوران و کافه واژه کاربرد فارسی menu فهرست غذاها منو waiter پیشخدمت (مرد) گارسون مرد waitress پیشخدمت (زن) گارسون زن check (US) / bill (UK) صورتحساب صورتحساب مثال: The waiter brought the menu. Can we have the bill, please? (UK) 🟩 فعالیتهای تفریحی فعالیت مثال فارسی meet friends Let's meet friends for coffee. دیدار با دوستان go clubbing They go clubbing every Saturday. رفتن به باشگاه شبانه go dancing We went dancing last night. رفتن برای رقص go to a party She went to a party for her birthday. رفتن به مهمانی
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




