پادگرد
کاور درس چهل و ششم --- انگلیسی  اصطلاحات جرم و قانون
آموزش زبان انگلیسی ---- سطح چهار

درس چهل و ششم --- انگلیسی اصطلاحات جرم و قانون

۱۹ تیر ۱۴۰۵ · 7 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

📘 درس انگلیسی: اصطلاحات و واژگان حقوقی و جرم (Crime and Law) سلام به همگی! امروز میخواهیم در مورد موضوع جرم و قانون در زبان انگلیسی صحبت کنیم. این عبارتها و کلمات در اخبار، فیلمها و مکالمات روزمره بسیار استفاده میشوند. 🔍 بخش اول: اعتراف و انکار اگر کسی مرتکب جرم شود، یعنی کار خلاف قانون انجام داده است. مثال: He refused to admit he had committed a crime. معادل فارسی: او قبول نکرد که مرتکب جرم شده است. اگر کسی چیزی را کاملاً انکار کند، میگوید: She denied all knowledge of the gang. یعنی: او هرگونه اطلاع از باند را انکار کرد. ⚖️ بخش دوم: دادگاه، هیئت منصفه و حکم هیئت منصفه یا jury، گروهی از مردم هستند که در دادگاه تصمیم میگیرند متهم گناهکار است یا بیگناه. مثال: The jury was chosen from a random group of people. وقتی هیئت منصفه تصمیم میگیرد، میگویند: The jury reached a verdict. یعنی: هیئت منصفه به یک رأی رسید. اگر ثابت شود کسی جرمی مرتکب شده، میگویند: They found him guilty. برعکس آن not guilty است. اگر گناهکاری محکوم شود، میگویند: The jury convicted the criminal. قاضی نیز حکم صادر میکند: The judge passed sentence on the attacker. مجرم باید محکومیت را بگذراند: He served a sentence of five years. 🚓 بخش سوم: پلیس، دستگیری و قانون پلیس کمک میکند تا قانون اجرا شود: The police help enforce the law. اگر پلیس کسی را دستگیر کند: They arrested the woman. کسی که قانون یا قاعده را بشکند، مرتکب خلاف شده: After prison, he never offended again. 📄 بخش چهارم: بیمه و ادعای خسارت اگر ماشین یا ملک شما بیمه باشد: All cars must be insured. اگر پس از سرقت یا آسیب، از شرکت بیمه پول بخواهید: I made a claim on my insurance.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.