پادگرد
کاور درس پنجاه و هفتم --- آرزوها در انگلیسی  Could و Would
آموزش زبان انگلیسی ---- سطح چهار

درس پنجاه و هفتم --- آرزوها در انگلیسی Could و Would

۱۹ تیر ۱۴۰۵ · 6 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

امروز با مجموعه‌ای از عبارات و اصطلاحات کاربردی درباره برنامه‌ریزی، آینده، نوآوری و تحقق آرزوها در زبان انگلیسی آشنا می‌شویم. این واژگان در مکالمات روزمره، اخبار و متون مرتبط با فناوری بسیار پرکاربرد هستند. 📅 بخش اول: برنامه‌ریزی و تأثیرگذاری Make arrangements (برنامه‌ریزی کردن / تمهیدات اندیشیدن) We must make arrangements for childcare this weekend. (باید برای مراقبت از کودک این آخر هفته برنامه‌ریزی کنیم.) Have good intentions (نیت خوب داشتن) There’s no point having good intentions if you don’t do anything. (اگر کاری انجام ندهی، نیت خوب داشتن فایده‌ای ندارد.) Have an impact / influence on something (تأثیر گذاشتن روی چیزی) The internet has had an impact on how we communicate. (اینترنت بر نحوه ارتباطات ما تأثیر گذاشته است.) My parents had a big influence on the type of food I enjoy. (والدینم بر نوع غذایی که دوست دارم تأثیر زیادی داشتند.) 🕰️ بخش دوم: زمان و آینده Only a matter of time (فقط مسئله زمان است) It’s only a matter of time before someone buys one of my paintings. (فقط مسئله زمان است که کسی یکی از نقاشی‌هایم را بخرد.) What the future holds (آنچه آینده در خود دارد) We will have to wait and see what the future holds for us. (باید منتظر بمانیم و ببینیم آینده چه در چنته دارد.) In the long run (در بلندمدت / در نهایت) This electric car will save us money in the long run. (این ماشین الکتریکی در بلندمدت برای ما صرفه‌جویی خواهد کرد.)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.