پادگرد
کاور درس دوم
آموزش لغات ضروری تافل

درس دوم

۹ شهریور ۱۴۰۵ · 18 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

1. advantage /ədˈvɑːntɪdʒ/ – اسم ✅ معنی: مزیت، برتری 📌 مثال: Knowing English is a great advantage. 2. advent /ˈædvent/ – اسم ✅ معنی: ظهور، ورود 📌 مثال: The advent of AI is exciting. 3. agile /ˈædʒaɪl/ – صفت ✅ معنی: چابک، تیز و سریع 📌 مثال: The company is agile in adapting to changes. 4. albeit /ɔːlˈbiːɪt/ – حرف ربط ✅ معنی: اگرچه، هرچند 📌 مثال: The task was difficult, albeit possible. 5. appealing /əˈpiːlɪŋ/ – صفت ✅ معنی: جذاب، دلپذیر 📌 مثال: This restaurant has an appealing menu. 6. celebrated /ˈselɪbreɪtɪd/ – صفت ✅ معنی: مشهور، معروف 📌 مثال: He is a celebrated musician. 7. circumvent /ˌsɜːrkəmˈvent/ – فعل ✅ معنی: دور زدن، هوشمندانه اجتناب کردن 📌 مثال: She circumvented the problem cleverly. 8. collide /kəˈlaɪd/ – فعل ✅ معنی: برخورد کردن، تصادف کردن 📌 مثال: Two ideas collided in the meeting. 9. contemporary /kənˈtempəreri/ – صفت و اسم ✅ معنی: معاصر، هم‌دوره 📌 مثال: I like contemporary architecture. 10. distribute /dɪˈstrɪbjuːt/ – فعل ✅ معنی: توزیع کردن، پخش کردن 📌 مثال: They distribute free masks. 11. encourage /ɪnˈkɜːrɪdʒ/ – فعل ✅ معنی: تشویق کردن، ترغیب کردن 📌 مثال: Parents should encourage their children. 12. energetic /ˌenərˈdʒetɪk/ – صفت ✅ معنی: پرانرژی، سرزنده 📌 مثال: She is an energetic young woman. 13. frail /freɪl/ – صفت ✅ معنی: ضعیف، شکننده 📌 مثال: The old man is too frail to work. 14. heyday /ˈheɪdeɪ/ – اسم ✅ معنی: دوران اوج، روزهای طلایی 📌 مثال: In its heyday, the company was number one.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.