پادگرد
کاور درس سوم
آموزش لغات ضروری تافل

درس سوم

۹ شهریور ۱۴۰۵ · 12 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

1. alter /ˈɔːltər/ – فعل ✅ معنی: تغییر دادن، دگرگون کردن 📌 مثال: You need to alter your plan. 2. analyze /ˈænəlaɪz/ – فعل ✅ معنی: تجزیه و تحلیل کردن، موشکافی کردن 📌 مثال: Let's analyze this problem together. 3. ancient /ˈeɪnʃənt/ – صفت ✅ معنی: باستانی، قدیمی 📌 مثال: This is an ancient tradition. 4. annoying /əˈnɔɪɪŋ/ – صفت ✅ معنی: آزاردهنده، ناراحت‌کننده 📌 مثال: His habit of interrupting is annoying. 5. anticipate /ænˈtɪsɪpeɪt/ – فعل ✅ معنی: پیش‌بینی کردن، انتظار داشتن 📌 مثال: We anticipate good weather tomorrow. 6. ascertain /ˌæsərˈteɪn/ – فعل ✅ معنی: مطمئن شدن، به‌درستی فهمیدن 📌 مثال: I need to ascertain the truth. 7. benign /bɪˈnaɪn/ – صفت ✅ معنی: خوش‌خیم، بی‌آزار 📌 مثال: Her smile was warm and benign. 8. conform /kənˈfɔːrm/ – فعل ✅ معنی: مطابقت کردن، هماهنگ بودن 📌 مثال: You must conform to the rules. 9. enrich /ɪnˈrɪtʃ/ – فعل ✅ معنی: غنی‌سازی کردن، بهبود بخشیدن 📌 مثال: Education enriches the mind. 10. intensify /ɪnˈtensɪfaɪ/ – فعل ✅ معنی: شدت بخشیدن، افزایش دادن 📌 مثال: The rain intensified in the afternoon. 11. intolerable /ɪnˈtɑːlərəbl/ – صفت ✅ معنی: غیرقابل‌تحمل، طاقت‌فرسا 📌 مثال: The pain was intolerable. 12. ongoing /ˈɑːnɡoʊɪŋ/ – صفت ✅ معنی: در جریان، ادامه‌دار 📌 مثال: The project is ongoing. 13. potential /pəˈtenʃl/ – صفت و اسم ✅ معنی: بالقوه، استعداد 📌 مثال: She has potential as a leader. 14. propose /prəˈpoʊz/ – فعل ✅ معنی: پیشنهاد کردن، طرح کردن 📌 مثال: I propose a new approach.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.