پادگرد
کاور سخن زن/۳: آزاد شدم، اما به قیمت جان و‌ جوانی
8 پادکست ۸صبح

سخن زن/۳: آزاد شدم، اما به قیمت جان و‌ جوانی

۲۷ شهریور ۱۴۰۲ · 24 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

آزاد شدم، اما به قیمت جان و‌ جوانی واپسین سوزن از تاروپودِ خسته‌ی پوستم گذر کرد و هنوز پس از دو ساعت، دردش ترکم نکرده‌است. آری عزیزم! یازده سالگی، پانزده سالگی، هفده سالگی گذشتند. من، آزمون‌های زندگی را پشت‌سر گذاشتم و تابوها را شکستم. حالا کار می‌کنم و درس می‌خوانم، مانعی جز دردهای تنانه نیست. در پایان، آنان دانستند که بنا نیست دختر به بهانه‌ی راه، دانشوری و دانایی، خانواده‌اش را بدنام کند. آن‌ها فهمیدند که یک دختر هم می‌تواند... اما دیر. مردم می‌گویند هنوز در جوش‌وخروش‌ام و نمی‌دانند که همین زندگی در نوجوانی مرا پیر و شکسته ساخت. دختران خانواده‌ی ما رها شدند- چقدر زیباست که جمله‌ای را با «رها شدند» به پایان ببری - آن‌ها می‌خوانند، می‌نویسند، می‌آموزند و می‌آموزانند. آن‌ها آزاد شدند. من آزاد شدم، اما به‌نرخِ جان و جوانی....

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.