
سخن زن/۱۱: سفر نافرجام؛ این جا همه چیز بوی مرگ میدهد، حتا رویاهای قدریه نیکزاد
۲۸ دی ۱۴۰۲ · 10 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
سفر نافرجام؛ این جا همه چیز بوی مرگ میدهد، حتا رویاهای قدریه نیکزاد من در کشوری زندهگی میکنم که اگر نام مکتب، مرکز آموزشی، مسجد، بازار و حتا وسایل حمل و نقل را در گوگل جستوجو کنیم، جزییات انفجار میآید. با وجود این همه سیاهی و تباهی و بوی باروت که در مشام داشتیم، دولت نیز به دست گروه طالبان سقوط کرد. با سقوط دولت، آزادی، حق تحصیل و کار، آرزوها و حالا حق پوشش و بیرون رفتن نیز از من گرفته شده است. من به پرندهای میمانم که بالهایم را بریدند و در قفس تنگ و تاریک به جرم دختر بودن اسیرم کردند. با اعمال محدودیتهای روزافزون گروه طالبان علیه زنان، رنگهای رنگین کمان قلبم یکی یکی از بین رفتند و امروز هیچ رنگی را جز سیاهی نمیبینم. من منتظر باران آزادی و پررنگ شدن دوباره رنگین کمان در آسمان آبی افغانستان هستم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
