
«سخن زن/۱۲: مجادله با طالبانٍ خانه و جامعه؛ «نگاههای نفرتانگیز برادرانم بارها مرا زنده به گور کرد
۲۶ بهمن ۱۴۰۲ · 11 دقیقه
شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
بیشتر از دو سال از حاکمیت طالبان گذشت و در این مدت بارها در برابر خواست خانودهام ایستادهگی کردم، اما این بار وضعیت فرق میکرد و من دیگر بهانهیی نداشتم و باید ازدواج میکردم. به همین دلیل جواب رد نمیدادم و به بهانههای مختلف وقت میخریدم تا نکاحم را رسمی نکنند. در این مدت تا توانستم تلاش کردم که بورسیه تحصیلی بگیرم. چاره دیگر نداشتم و مهلتم با گذشت هر روز رو به خلاصی میرفت. خوشبختانه در آخرین روزها از یکی از دانشگاههای کشور ایران جواب تاییدی دریافت کردم. پس از مدتها بار دیگر لبخند بر لبانم تقش بست و از ته دل خندیدم و گریه کردم.
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.
