پادگرد
کاور سخن زن/۲۴:‌ خاطرات خوب مکتب
8 پادکست ۸صبح

سخن زن/۲۴:‌ خاطرات خوب مکتب

۲۶ مهر ۱۴۰۳ · 9 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

خاطرات خوب مکتب یادآوری سه سال محروم بودن از آموزش در آن لحظه حال مرا دگرگون کرد و به‌خاطر محرومیتم گریستم. با چشمان پراشک به سمت سالن رفتم و بعد داخل صنف شدم. هیچ چیزی سر جایش نبود. همه چیز تغییر کرده بود. صنف بی‌نظم‌تر و کثیف‌تر شده بود. چندین جای تخته سیاه تخریب شده بود. جدول و پوسترهایی را که در روی دیوار نصب کرده بودیم، هیچ کدام سر جایش نبود. من در چوکی دوم در ردیف وسط با دو تن از هم‌صنفی‌هایم می‌نشستم. اولین چیزی که به ذهنم رسید جست‌وجوی میز و چوکی بود که در آن من و دو دوستم در گوشه میز اسم‌های خود را نوشته کرده بودیم تا کسی چوکی ما را نگیرد. میز دوم در ردیف وسط را دیدم، هیچ اسمی در آن نبود.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.