پادگرد
کاور صدارت - چرا مردم در ساعات آخر ''انتخابات'' تغییر عقیده می‌دهند و به حوزه های ''رای‌گیری'' هجوم می‌برند؟ رفتارشناسی از منظر وژدان احساسی
علی صدارت

صدارت - چرا مردم در ساعات آخر ''انتخابات'' تغییر عقیده می‌دهند و به حوزه های ''رای‌گیری'' هجوم می‌برند؟ رفتارشناسی از منظر وژدان احساسی

۱۶ خرداد ۱۴۰۰ · 14 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

علی صدارت - چرا مردم در ساعات آخر ''انتخابات'' تغییر عقیده می‌دهند و به حوزه های ''رای‌گیری'' هجوم می‌برند؟ رفتارشناسی از منظر وژدان احساسی ❊ واتساپ : https://chat.whatsapp.com/IT11IqMZ44v9L62gPRghhu ❊ سایت : https://alisedarat.com/1400/03/12/7859/ ❊ تلگرام : https://t.me/sedaratMD/1213 ❊ فیس‌بوک : https://www.facebook.com/Sedarat57/posts/167450618724825 ❊ اینستاگرام : https://www.instagram.com/p/CPwWJpEB1OH/?utm_source=ig_web_copy_link ❊ چه عواملی باعث می‌شوند که یک انسان در رابطه با موضوعی، در یک زمان و مکان خاص، چه تصمیمی بگیرد و چه عملی را انجام بدهد و یا ندهد؟ هر فردی، دارای دانسته‌ها و آموزههای اخلاقی، و تاریخی، و علمی است. عمل‌کرد روزانه هر فردی، در ابعاد مختلف، از جمله در بُعد فرهنگی، و بُعد اجتماعی، و بُعد اقتصادی، و بُعد سیاسی ساخته و پرداخته می‌شود. هر فردی، با دانسته‌ها و آموزههای اخلاقی، و تاریخی، و علمی، دادههای مختلف در قلمروهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی را می‌سنجد، و از آن‌ها استفاده می‌کند و تصمیم می‌گیرد که چه عملی را انجام بدهد و یا انجام ندهد. افرادی توانا هستند که سرنوشت‌های خوب و خوب‌تری را رقم بزنند که از گذشته و از گذشته‌ها درس بگیرند، در زمان حال عمل کنند، و در زمان آینده و در آیندهها زندگی کنند. هر فردی، در یک مکانی زندگی می‌کند. این مکان زندگی، وطن است که از آن فرد متاثر می‌گردد و در عین حال، بر او تاثیرگذار است. در سطح یک فرد، این مکان، این وطن، جسم انسان است. انسان در رابطه خود با خویشتن، می‌تواند حق وطن را بجا بیاورد و با زندگی سالم، این وطن را سلامت نگاه دارد. در سطح یک خانواده، کانون خانواده وطن است. اگر روابط اعضای خانواد با خویشتن و با یکدیگر، بر اساس تلاش‌های همه‌جانبه برای احقاق حقوق خود و دیگر اعضای خانواده باشد، این‌چنین کانونی، محلی برای رشد و آرامش و نشاط و امید و دوستی و امنیت و… خواهد بود. اعضای یک خانواده، بجای تنش‌ها و تقابل‌های کاهنده، روش‌ها و همکاری‌های سازنده را معیار روابط خود با خویشتن و خود با دیگران برمی‌گزینند. اگر برای مثال یک خانواده از پدربزرگ و مادربزرگ و پدر و مادر و دختر و پسر تشکیل شده باشد، گرچه مجموع ریاضی آنها شش نفر است، ولی بازدهی این مجموعه در دوستی و همکاری و همیاری و همسویی و همسازی و رشد و تعالی و تولید و… از این عدد شش، بسیار فراتر خواهد رفت، و در شرایط ایده‌آل، حتی ممکن است بتواند تعیین زمان و مکان را هم درنوردد و به بی‌نهایت میل کند... ...مطلب واضح و مهمی در این پایان، به تاکید موکدی محتاج است که این پدافتد، منحصر به دوران «انتخابات» نمی‌شود. عکس‌العمل شدن به قدرت‌ها، و بررسی وژدان احساسی و محدود کردن کاربرد آن به دوران «انتخابات» جفای به خود، و ناچیز کردن ابزاری است که می‌تواند همه‌روزه بکار زندگی فردی انسان‌ها، و بکار زندگی جمعی جامعه بیاید...

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.