پادگرد
کاور قسمت شصتم، شرمین نادری، رشید کاکاوند
اکنون

قسمت شصتم، شرمین نادری، رشید کاکاوند

۳ مرداد ۱۴۰۵ · 2 ساعت و 27 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

اکنون ادامه دارد.. قسمت شصتم مهمان: شرمین نادری با حضور: رشید کاکاوند معرفی پادکست فردوسی خوانی https://castbox.fm/vc/1451655 پادکست سعدی https://castbox.fm/vc/4898145 خداحافظ آفریقا https://castbox.fm/vc/7308417 رختکن بازنده ها https://castbox.fm/vc/7307060 دارکساید https://castbox.fm/ch/6905602 کتاب و سایر انتشارات کتاب تیستو سبز انگشتی (موریس دورئون، ترجمه لیلی گلستان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانانی) کلاس پرنده (اریش کستنر، علی پاک بین، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) پولیانا روشنایی کوهستان (آناماریا ماتوته، محمد قاضی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) سختون ( ناصر ایرانی، انتشارات شهر قلم) میگل (جوزف کرامگولد، فریدون دولتشاهی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان) هانی و شی مرید(انور بجارزهی، انتشارات تفتان) سه روز به آخر دریا - سفرنامه شاهزاده خانم قاجاری (نازیلا ناظمی، نشر اطراف) جریان های پنهان خانوادگی (افسانه نجم آبادی، ترجمه محمد سروی زرگر، نشر بیدگل) خاطرات و سفرنامه ظهیرالدوله (سیف الله وحیدنیا، نشر آبی) کتاب روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار (ناصرالدین شاه قاجار، انتشارات سخن) آب‌نشین‌ها (کلثوم بزی، نشر نونوشت) ماه گرفته ها (شرمین نادری، نشر کتاب آمه) بعد از خواندن پاره نکردیم (شرمین نادری، نشر خوب) حباب شیشه ( سیلویا پلات، گلی امامی، نشر باغ نو) شخصیتها (شاعر، نویسنده، بازیگر، کارگردان، خواننده، موسیقدان ….) شرمین نادری (نویسنده، پژوهشگر فرهنگ عامه، تصویرگر و فعال فرهنگی ایرانی، زاده ۱۳۵۵ ه.خ) مه ستی گنجوی (با نام اصلی منیژه، شاعر ایرانی، در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری، مهستی پس از خیام، برجسته‌ترین رباعی‌سرای ایران به‌شمار می‌آید و او را پایه‌گذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی می‌دانند) اشعار و جملات و عبارات تنور سینه ی سوزان ما به یاد آرید کز آتش دل ما پخته گشت خام شما (هوشنگ ابتهاج - سایه) —————— مهستی گنجوی: ۱ من عهد تو سخت سست می‌دانستم بشکستن آن درست می‌دانستم این دشمنی ای دوست که با من ز جفا آخر کردی نخست می‌دانستم —————— ۲ عشق است که شیر نر زبون آید از او بحری است که طرفه‌ها برون آید از او گه دوستیی کند که روح افزاید گه دشمنیی که بوی خون آید از او —————— ۳ از مهر خود و کین تو در تابم من در چشم تو گوئی به میان آبم من یا من گنهی کردم و در خشمی تو یا تو دگری داری و در خوابم من —————— ۴ ای بت به سرِ مسیح اگر ترسایی خواهم که به نزد ما تو بی‌ترس آیی گه چشم ترم به آستین خشک کنی گه بر لبِ خشک من لبِ تر سایی —————— ۵ بر هر دو طرف مزن تو بر، یک سوزن وآن زلف شکسته را ز رخ یک سو زن گر آتش عشق تو وزد یک سوزن یک سو همه مرد سوزد و یک سو زن —————— ۶ تا کی ز غم تو رخ به خون شوید دل وآزرم وصال تو به جان جوید دل رحم آر کز آسمان نمی‌بارد جان بخشای که از زمین نمی‌روید دل —————— ۷ ای لعل تو تالانهٔ بستان بهار بادام تو هم ز آب رزان داده خمار در حسرت شفتالویت ای سیب زنخ رنگم چو به است و اشک چون دانه انار ————— ۸ از بس که کند زلف تو با روی تو ناز بیم است که از رشک کنم کفر آغاز من بندهٔ بادی شوم ای شمع طراز کو زلف تو را ز روی بر دارد باز ————— ۹ سودازدهٔ جمال تو باز آمد تشنه شدهٔ وصال تو باز آمد نو کن قفس و دانهٔ لطفی تو بپاش کان مرغ شکسته بال تو باز آمد ————— ۱۰ قصه چه کنم که اشتیاق تو چه کرد با من دل پر زرق و نفاق تو چه کرد چون زلف دراز تو شبی می‌باید تا با تو بگویم که فراق تو چه کرد ————— ۱۱ شب‌ها که به ناز با تو خفتم همه رفت دُرها که به نوک غمزه سفتم همه رفت آرام دل و مونس جانم بودی رفتی و هر آنچه با تو گفتم همه رفت ———— ۱۲ ما را به دم پیر نگه نتوان داشت در حجرهٔ دلگیر نگه نتوان داشت آن را که سر زلف چو زنجیر بود در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت ————— ۱۳ غم با لطف تو شادمانی گردد عمر از نظر تو جاودانی گردد گر باد به دوزخ برد از کوی تو خاک آتش همه آب زندگانی گردد ————— ۱۴ آن بت که رخش رشک گل و یاسمن است وز غمزهٔ شوخ فتنهٔ مرد و زن است دیدم به رهش ز لطف چون آب روان آن آب روان هنوز در چشم من است سایر روستاتیش (پلتفرم توسعه و عرضه محصولات روستایی)

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.