

شنیدن و نگهداشتن این اپیزود
پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحههای دیگر هم ادامه پیدا میکند.
برای خواندن و مرور دوباره
گفتوگو را به متن همراهت تبدیل کن
متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.
کتابخانه و بازخورد
برای شناخت بهتر پیش از شنیدن
این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است
در اپیزودهای بررسیشده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصلهای قابل پخش و پرسشهای مهم را از متن اپیزود استخراج میکند.
تحلیل این اپیزودتکمیل این اپیزود
اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازهای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی میشوند.
متن منتشرشده توسط پادکستر
توضیحات اپیزود
درسگفتارهای خوانش و شرح مقالات شمس تبریزی؛ معشوق خدایند. | متن مقالات | ورای این مشایخ ظاهر که میان خلق، مشهورند و بر منبرها و محفل ها ذکر ایشان می رود، بندگانند پنهانی، از مشهوران تمام تر. و مطلوبی هست، بعضی از اینها او را دریابند. گمان مولانا آن است که آن منم. اما اعتقاد من این نیست. اگر مطلوب نی ام، طالب هستم. و غایت، طالب از میان مطلوب سر برآرد. گفتمش آن آسیا مخر و وقف مکن. آن دو هزار به من ده تا جهت تو بگردم. چون بگردم آردها، آردها دهم که در صفت نیاید. می بینی که رنجوری چه می کند؟ صد ریاضت به اختیار آن نکند. گفت: بدین قدر تواضع بدو چه رسد؟ گفت: تواضع را نگویم؛ بلکه در راهی کافری در کوزه ای آب می برد، او را به آب حاجت شد. آن آب بدو رسید. هیچ در او نظر لطف نکرد. الا اندرون او از آن آب آسود. آن کافر، صد هزار مسلمان را به قیامت دست گیرد. کار خدا بی علت است. کسی باشد که در حق درویش دویست درم خرج کند، آن اثر ندارد که آن یکی پنج درم. اگر این معنی ها به تعلم و بحث به شایستی ادراک کردن، پس خاک عالم بر سر ببایستی کردن ابایزید را و جنید از حسرت فخر رازی که صد سال او را شاگردی فخر رازی بایستی کردن. گویند هزار تا کاغذ تصنیف کرده است فخر رازی در تفسیر قرآن، بعضی گویند پانصد تا کاغذ. صد هزار فخر رازی در گرد راه ابایزید نرسد؛ و چون حلقه ی بر در باشد. بر آن در خاص خانه نی، بلکه حلقه ی آن در بیرونی، آن خاص خانه دیگر است که سلطان با خاصگیان خلوت کرده است؛ حلقه ی آن در نی، بلکه حلقه آن دروازه ی برونی. این کوشش همان بحث، همان است که تو می خواهی که به علم معلوم کنی. این را رفتن می باید و کوشیدن. مثلا بحث راه دمشق و حلب اگر صد سال کردی با مولانا، هرگز من از حلب اینجا آمدمی؟ تا چهارصد درم برون ناورد و تو خطرها بر خود گرفتی و بر مال خود، گویی اگر حرامی است، باش گو؛ خواه خطر باشد خواه بطر، تا آن کار کرده شد. سوال کرد که اول علم ره، بحث باید کرد، آنگاه راه رفتن میسر شود. جواب گفت که قصه راه و رفتن آقسرا گفتم و بیان کردم نرفتی و از آن سوی را می پرسی. من می گویم تا آنجا برو؛ من با توام. بعد از آن، خود بنگر که کدام سو ایمن تر است از دزد و گرگ و حرامی و غیر هم. یا راه مَلَطیَه یا راه اَبُلُستان. | واژه نامه | ورا = فرا؛ بالا مشایخ ظاهر = مشایخ معروف و انگشت نما غایت = پایان؛ فرجام؛ کمال مطلوب آسیا = (در اینجا به معنی) آسیاب جهت تو = برای تو رنجوری = ناچاری؛ آزردگی؛ بیماری؛ عارضه تصنیف کردن = تالیف کردن؛ نوشتن خاصگیان (خاصگان؛ خاصه گان) = نزدیکان؛ ندیمان (امور حکومتی) بطر = شادی؛ سرمستی؛ غرور آقسرا (آقسرای) = شهری در ترکیه در نزدیکی قونیه ملطیه = شهری سردسیر در ترکیه ابلستان = شهری در ترکیه (آسیای صغیر) | موسیقی پس زمینه: چهار مضراب سه تار؛ از آلبوم: شمع و پروانه؛ اثری از استاد بهزاد | جناب استاد بهزاد، اجازه داده اند از آثار ایشان در پادکست آکادمی شمس استفاده شود. لینک حمایت مالی از ما: http://www.zarinp.al/linkers لینک خرید کتاب «در جستجوی شمس»: https://taaghche.com/book/127393 وب سایت من: https://aliiranmanesh.com/
نظرها
هنوز نظری نوشته نشده.




