پادگرد
کاور تاریخ مذکر - رضا براهنی
ایران: از شنبه صبح

تاریخ مذکر - رضا براهنی

۳۰ فروردین ۱۴۰۴ · 25 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

📌در سال ۱۳۴۸ کتابی نوشته شد که قبل از اینکه به مرحله چاپ و انتشار برسد خمیر شد! همین کتاب دوباره سال ۱۳۵۱ به سختی مجوز انتشار گرفت و بعد از مدت کوتاهی هم توقیف شد! اما همان چاپ و شاید همان توقیف باعث اقبال مردم به آن شد. 📌کتاب «تاریخ مذکر» جزو اولین و مهمترین کتابهای رضا براهنی محسوب می شود. براهنی رساله‌ اش را با مقایسة فرهنگ ایران و یونان شروع می‌کند. فرهنگ ایرانی و فرهنگ یونانی خاستگاه های مشابهی داشتند، اما هر کدام مسیر متفاوتی را در پیش گرفتند. فرهنگ ایرانی به مرور ذهنی‌تر شد، در حالی که فرهنگ یونانی در مسیر عینی و مادی شدن گام برداشت. فرهنگ ایرانی از شاهراه شعر و ادبیات و حماسه و تغزل ظهور و بروز پیدا کرد و به مرور و در نتیجه ی پیوندِ ناگسستنیِ شعر و عرفان، فردی‌تر و فردی‌تر شد. در مقابل، شعرای یونانی از حماسه به سوی تراژدی حرکت کردند. سفری از تجلیل قهرمان به سمت قربانی کردن قهرمان. 📌براهنی معتقد است که حماسه‌ها نمودی از ساختار مردانه جامعه‌ای هستند که در آن اولویت با پیروزیِ شخصیتِ قهرمان است و شاعر همیشه روی قهرمان تأکید می‌کند، نه ساختارهای طبیعی و اجتماعی. در فرهنگ یونانی شعرا به مرورِ زمان توانستند زنجیر حماسه را پاره کنند و پا به وادیِ تراژدی بگذارند و همین مسأله بود که جامعه یونانی را آماده بالندگی فکری کرد و در نتیجه این فرهنگ را آماده فلسفه و بعدش علم ورزی کرد. 📌 فرهنگ یونانی توانست قهرمان‌ها و اسطوره‌های خودش را از بین ببرد. در مقابل، توجهِ فرهنگ ایرانی معطوف به قهرمان‌ها و اسطوره‌هایش شد و تاریخ و روایت تاریخیِ ما، روایتی مردانه و در رثای قهرمانان مردِ داستان ها شد. بخاطر همین بخش قابل توجهی از جامعه در دیدرس تاریخ قرار نگرفت. ما در تاریخمان هیچ قهرمان زنی نداریم و کتاب‌های تاریخ ما همه کتاب‌های مردانه هستند. عملاً انگار زن ایرانی در گذشته وجود خارجی نداشته و اگر وجود داشته هم موجودی مخفی و عقب نگه‌داشته‌شده بوده. شخصیتی مثل ژاندارک یا ماری کوری در تاریخ ما وجود نداره، و لذا براهنی می گوید که زنان ایرانی «سراسر در غیبت» هستن، یا تاریخ ایران را «تاریخِ بی زن» می داند. ادامه این کتاب را در قسمت بیست و نهم از کانال یوتیوب (https://youtu.be/Jnrrjn2gVZ8?si=GuVrOIKvIMFAp5Ga) و کست باکس پادکست ایران ازشنبه صبح بشنوید.

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.