پادگرد
کاور سندباد برای سندباد قصه می گوید!
افسان کست

سندباد برای سندباد قصه می گوید!

۱۸ بهمن ۱۴۰۲ · 32 دقیقه

شنیدن و نگه‌داشتن این اپیزود

پخش را شروع کن؛ هنگام رفتن به صفحه‌های دیگر هم ادامه پیدا می‌کند.

برای خواندن و مرور دوباره

گفت‌وگو را به متن همراهت تبدیل کن

متن کامل و خوانای این اپیزود در Word و PDF، همراه با نقشهٔ تصویری موضوعات.

دریافت متن کامل اپیزود

کتابخانه و بازخورد

برای شناخت بهتر پیش از شنیدن

این اپیزود هنوز بررسی عمیق نشده است

در اپیزودهای بررسی‌شده، پادگرد خلاصه، محورهای گفتگو، فصل‌های قابل پخش و پرسش‌های مهم را از متن اپیزود استخراج می‌کند.

تحلیل این اپیزود

تکمیل این اپیزود

اگر مهمان یا اسپانسری جا افتاده، از فهرست موجود انتخاب کن یا نام تازه‌ای پیشنهاد بده. پیشنهادها بعد از بررسی مدیر عمومی می‌شوند.

متن منتشرشده توسط پادکستر

توضیحات اپیزود

کس نمی دانست سندباد بحری چطور به این همه ثروت و موفقیت دست پیدا کرده است تا این که او قصه سفرها و تلاش هایش را برای سندباد حمال تعریف کرد! اما سندباد حمال کیست؟ در شهر بغداد به روزگار خلیفه هارون الرشید، مردی فقیر زندگی می کرد که او را سندباد حمال می نامیدند. روزی از روزهای گرم تابستان سندباد حمال همچنان که زیر باری سنگین عرق می ریخت به خانه بازرگانی رسید. جلو خانه بازرگان را آب و جارو کرده بودند و چنین می نمود که گویی هوای آنجا هم خنک تر است. حمال بر سکوی عمارت نشست و اشعاری در پریشان حالی خویش خواند .... صدای او به گوش صاحب خانه رسید که کسی نبود جز حمال بحری ! راز شعر در هزارویکشب و دلیل هم نامی دو سندباد چیزی است که در این اپیزود برای شما خواهم گفت. دکتر زهرا معینی فرد افسان سرا

نظرها

هنوز نظری نوشته نشده.